|
ترجمه در مسیر دانایی
|
گزارشی از کوه موستاق آتا : برگه ای که روی آن "HELP " نوشته شده بود.

مترجم : فریدون شیرمحمدلی
12:28 pm EST 7 فوریه 2008

(MountEverest.net ) پارسال ژان کوراکس کوه نورد و محقق سوئدی فهرستی از شش قله مرتفع صعود نشده در جهان را گردآوری کرد- و تعدادی پیشنهاد خوب دیگر را به ExplorerWeb ارائه کرد. ژان که مشغول گذراندن زمستان در لهاسا است ، از آن زمان در تبت سرگرم کوه نوردی بوده است اما در اینجا گزارش دیگری را از او پیش رو داریم : اطلاعاتی از رویدادهایی کمتر شنیده شده که سال قبل در موستاق آتا در چین اتفاق افتاد.
ژان با شماری از کوه نوردان دخیل در تراژدی کوه نوردی مصاحبه کرده است ، که شهادت آنها شجاعت و بی تفاوتی را که امروزه کوه های ما را جدا ساخته است برجسته می کند.
گزارش 2007 موستاق آتا
نویسنده : ژان کوراکس
موستاق آتا که در زبان محلی به معنی " پدر کوه های برفی " است در منتهی الیه غربی کونلون در ایالت سین جیانگ چین واقع شده است. قله ای عظیم و زیبا که مراتع سرسبز آن را در بر گرفته اند و در نزدیکی جاده باستانی ابریشم قد برافراشته است.
ساده ترین راه رسیدن به بالای 7000 متر شهرت این کوه است و سالانه خیل عظیمی از کوه نوردان سرتاسر جهان را به سوی خود می کشد.
سال به سال این کسب و کار رشد کرده است
صدها و صدها نفر به این منطقه دور افتاده در چین سفر می کنند تا برای صعود به آن تلاش کنند و نیازی به گفتن نیست که سابقه و تجربه این آلپینیست ها ( کوه نوردان ) خیلی متفاوت است. وقتی کوهی پرطرفدار می شود ، کسانی را هم که کسب و کار احتمالی خوبی را در آنجا می بینند به خود جذب می کند.
سازمان دهنده های زیادی وجود دارند و دامنه کیفیت آنها بسیار متفاوت است. این کسب و کار سال به سال به نسبت بالا رفتن شمار کوه نوردان صعود کننده به قله ، افزایش یافته است.
برخی شرکت های مشهور ، قابل اعتماد و خوب در اینجا مشغول فعالیت هستند اما برخی " فروشگاه های لوازم کوه تقلبی یا با کیفیت پایین هم هستند که معلوم نیست مشغول چه کاری می باشند. ترکیبی از این دو حالت ، موستاق آتا را به یکی از آن قلل تجاری تبدیل کرده است که هر چیزی می تواند در آن روی دهد و در این فصل شاهد تراژدی بودیم.
خوشبختانه ، یک راهنمای کوه روسی و چند کوه نورد با دیدگاه کوه نوردی سنتی قدیمی در آنجا حضور داشتند. در غیر این صورت ، شیب های بادخیز موستاق آتا آرامگاه ابدی افراد بیشتری می شد.
استفان باکلاند :" آنها برگه هایی را از چادرشان بیرون انداختند که روی آن نوشته شده بود: HELP' '
استفان باکلند ، کوه نورد انفرادی سوئدی حادثه زیر را تعریف می کند.
" اتفاق زمانی روی داد که در داخل چادرم در کمپ 1 استراحت می کردم. یک دختر کره ای پیش من آمد و از من پرسید که آیا دوستانش را که در راه قله بودند دیده ام. این دختر نگران شده بود چون دوستانش زمانی بیش از حد انتظار در راه صعود بوده اند."
72 ساعت بود که خبری از آنها نداشت. بعدا همان روز دو آلمانی به کمپ 1 رسیدند. آنها یادداشتی را از این کره ای ها ، که در چادری در کمپ 3 ( حدود 6900 متر ) بودند ، در دست داشتند."
" آنها برگه های کوچکی را از چادر پرت کرده بودند که روی آن " HELP " نوشته شده بود و برگه ای هم داشتند که روی آن به خط کره ای نوشته شده بود. یک استرالیایی هم در کمپ 3 از کنار آنها رد شده بود ، اما نفهمیده بود این کره ای ها چه چیزی را می خواستند بگویند."
دوستان کوه نورد :" نمی دانیم آنها مرده اند یا زنده. "
"کم کم نگران شدم و سعی کردم با این دختر کره ای در مورد ترتیب دادن یک گروه برای رفتن به کمپ 3 و خبر گرفتن از آنجا صحبت کنم. به دلایلی این دختر کره ای مردد بود اما دست آخر این درخواست از چند HAP ( احتمالا باربر های مستقر در آنجا ) به عمل آمد. وضع وقتی آشفته شد که HAP ها تقاضای 100 دلار به علاوه ژاکت ها و پوتین ها را کردند و صحبت های شدیدی رد و بدل شد و جلسه چانه زنی به اتمام رسید."
" فکر کردم موضوع به خوبی به پایان رسیده است و کره ای ها و HAP ها به یک توافق رسیده اند ، اما با فرا رسیدن روز بعد ، چیزی اتفاق نیفتاده بود. به طرف کمپ اصلی فرود آمدم تا دریابم کسی خبری یا اطلاعات بیشتری در مورد آنچه که واقعاً در قله در حال اتفاق است دارد."
" هیچ کس چیز در خوری نمی دانست و کسی علاقه واقعی را به دانستن در مورد این وضعیت نشان نمی داد ، چه برسد به اینکه با همدیگر یک گروه نجات تشکیل بدهند. سعی کردم افرادی را از صعود هیئتی تجاری که بسیاری از اعضای آن را می شناختم تشویق کنم."
" درخواست من در لابلای صحبت های احمقانه ای مثل ' نمی دانیم آنها مرده اند یا زنده ' و ' شاید خانواده هایشان می خواهند اجسادشان در همان بالا بماند.' " گم شد.
کره ای ها حدود 6 روز بدون آب و غذا بودند
" روز بعد حرکت به بالا را آغاز کردم. در توقفی درست بالای آبشار یخی ، با ماکس ، راهنمای کوه روس و مشتری آمریکایی اش برخورد کردم که تلاش می کردند دو کره ای بسیار خسته را پایین بیاورند."
" به من گفتند یکی در قله مرده بود. در یک تلاش جمعی با ماکس ، یکی از مشتریانش و چند کوه نورد دیگر موفق شدیم کره های تقریباً بیهوش را از طریق آبشار یخی به پایین برسانیم. در کل به من گفتند که این کره ای ها ، حدود 6 روز بدون آب و غذا بوده اند. "
ماکسیم :" از درون چادرهای مدفون شده ، مردی بیرون آمد و تقاضای کمک کرد."
ماکسیم "ماکس " بوگاتیروف ، راهنمای کوه حرفه ای و عضو تیم امداد کوهستان از مایکوپ روسیه داستان زیر را تعریف می کند:
" در 15 جولای ، آنتونی پیوا و من از کمپ 3 برای صعود به قله رفتیم. شب برف سنگینی باریده بود و چادر ما کاملا با برف پوشیده شده بود. همه کوه نوردان دیگر به کمپ اصلی برگشته بودند ، اما ما تصمیم
گرفتی به قله صعود کنیم. کمپ ما در 6700 متری قرار گرفته بود."
" 6 صبح حرکت کردیم. عمق برف 1 متر بود. در 10 دقیقه موفق شدیم 20 متر راه برویم. چادرها را در 6900 متری دیدیم که زیر برف بودند. مردی از چادری بیرون آمد و تقاضای کمک کرد."

2 ماکس: چادرهایی را در 6900 متری دیدیم. مردی بیرون آمد و تقاضای کمک کرد.
هیچکس کمکی نکرد، غیر از چینی ها و سوئدی ها
"دو تا از دوستانش در چادر بغلی بودند. هر دو بیهوش بودند. باید سریع آنها را پایین می آوردیم. بد حال ترین آنها را داخل کیسه خواب روی تشکی گذاشتیم و خوب با طناب بستیم."

" مردی که از من تقاضای کمک کرده بود از من قول گرفت که برای نجات او و دوستش برگردم."


6 ماکس :" ما بدحال ترین مرد را در داخل کیسه خواب روی تشکی قرار دادیم و آن را خوب با طناب بستیم."
" شروع به کشیدن کوه نورد کره ای به طرف پایین کردیم. در کمپ 2 در ارتفاع 5400 متر او را گذاشتیم تا دومی و به همین ترتیب سومی را هم پایین بکشیم . الان پایین آوردن نفر دوم نسبت به نفر اول راحت تر شده بود چون برف صاف شده بود."
" تا کمپ 2 هیچ کمکی به ما نشد. دو کوه نورد چینی از کمپ 6000 متری به ما کمک کردند."

7 استفان : " به من گفتند یکی در قله مرده بود. در یک تلاش جمعی با مکس ، یکی از مشتریانش و چند کوه نورد دیگر موفق شدیم کره های تقریباً بیهوش را از طریق آبشار یخی به پایین برسانیم.
" محل چادر استفان را در بالای آبشار یخی پیدا کردیم. از چادر سرکی کشید و پرسید: می توانم کمک تان کنم شیطنت آمیز بود، چون قبل از این هیچ کس نخواسته بود به ما کمک کند. او به ما کمک کرد تا مریض ترین فرد را از طریق آبشار یخی پایین بیاوریم."

8 ماکس : " شروع به کشیدن کوه نورد کره ای به طرف پایین کردیم. در کمپ 2 در ارتفاع 5400 متر او را گذاشتیم تا دومی و به همین ترتیب سومی را هم پایین بکشیم.
" تا نیمه شب به کمپ اصلی پایین آمدم . آنتونی 2 صبح رسید. پوتین های اسکی به پا داشت و فرود برای او مشکل بود. وقتی به دوستانم اوتو ، آندریاس و جان گفتم که آنتونی در وضعیت دشواری قرار دارد ، در حرکت به سوی آنتونی درنگ نکردند."


11 ماکس : . وقتی به دوستانم اوتو ، آندریاس و جان گفتم که آنتونی در وضعیت دشواری قرار دارد ، در حرکت به سوی آنتونی درنگ نکردند.

ماکس : " تا کمپ 2 هیچ کمکی به ما نشد. دو کوه نورد چینی از کمپ 6000 متری به ما کمک کردند."

12 ژان : یکی از آخرین جملات مکس در ایمیلی که برای من فرستاد ( عین خود عبارت ) : " کوه نوردان روس هرگز همنوردانی را که در حال مرگ هستند ترک نمی کنند. این یک قانون است."
گاه شماری ماکس از رویدادها
در زیر آنچه را که ماکس در مورد گاه شماری رویدادها قبل از عملیات نجات می داند ، می آوریم :
" در 10 جولای چهار کوه نورد کره ای به قصد قله از کمپ 3 حرکت کردند. حال دو نفر بد بود و به چادر برگشتند. دو نفر صعود کردند. در برگشت یکی از آنها گم و ناپدید شد. روز بعد 3 نفر باقیمانده تصمیم گرفتند بالا بروند و به جستجو بپردازند ، اما هوا بد بود و روزهای بعد را بدتر کرد."
" این کوه نوردان در کمپ 3 گیر افتاده بودند. وقتی آنها را پیدا کردیم ، 6 روز در ارتفاع تقریبا 7000 متری بدون آب و غذا مانده بودند. دو نفرشان بیهوش بودند."
" چند روز بعد ، کره ای چهارم را مرده در قله پیدا کردم."


14 ژان : یک راهنمای کوه روس و چند کوه نورد با دیدگاه های کوه نوردی سنتی قدیمی در آنجا حضور داشتند. در غیر این صورت ، شیب های بادخیز موستاق آتا آرامگاه ابدی افراد بیشتری می شد.
ژان : بوی پول نقد و راحت
تمام کوه پر از کوه نورد بود ، اما کمک گرفتن از آنها بسیار دشوار بود. او از چند کوه نورد لهستانی درخواست کمک کرد اما جواب این بود که نمی توانند چون نیرویی ندارند."
ساشا نیشکین کهنه کار موستاق آتا در کمپ اصلی بود و وقتی از این وضعیت خبردار شد ، به گروه 10 نفره مشتریان اتریشی اش دستور داد تا بالا بروند و کمک کنند. این گروه ، آخرین کره ای را از کمپ 1 به کمپ اصلی آوردند. کره ای دوم در آخرین لحظات با کمک کوه نوردان سوئدی پایین آورده شد.
یکی از آخرین جملات مکس در ایمیلی که برای من فرستاد ( عین خود عبارت ) : " کوه نوردان روس هرگز همنوردانی را که در حال مرگ هستند ترک نمی کنند. این یک قانون است."
اگر این قانون برای کوه نوردان دیگر ، سرپرست های صعود های هیئتی ، باربران ، و هرکس بر روی قله عمومیت داشت ، وضعیت متفاوتی را در کوه های سرتاسر جهان شاهد بودیم. متاسفانه امروزه اینگونه نیست. نمونه های فراوانی وجود دارد که از میان آنها حوادث روی داده در اورست آشناترین آنها است.
در " قله های تجاری " چیزی بیش از تنها روح تفکر کوه نوردی نیاز است. چون کوه نوردان زیادی بدون تجربه لازم هستند که می خواهند به قله های مرتفع تر بروند ، که در این مورد سازمان دهندگان مسئولیت بزرگی دارند. بیشتر آنها این موضوع را جدی می گیرند و کارشان خوب است ، اما آنهایی هم هستند که تنها پول نقد و راحت به مشام شان می رسد.
مجبور شدند بز زنده ای را برای سلاخی به کمپ اصلی بیاورند
موستاق آتا استثنا نیست. برجسته ترین نمونه های این فصل شاید دو مورد زیر باشد؛ ( شرکت ) Scandinavian Ascents که در زمینه برنامه ریزی بد مشهور هستند و این فلسفه آنها که به تمام قلل باید به روش آلپی صعود کرد ، که البته در قلل مرتفع تر ایده موهومی است چه برسد به مشتریانی که می توانند بدون هیچ گونه تجربه کوه نوردی قبلی وارد شوند. ( تحریریه : شرکت های صعود های اسکاندیناویایی از آن زمان تا به حال دو برابر شده اند.)
در تابستان سال 2007 ، بخش برنامه ریزی به امتیاز پایین جدیدی رسید که رسیدن به کمتر از آن دشوار خواهد بود.این تیم کاملا بدون غذا ماندند و مجبور شدند بز زنده ای را برای سلاخی به کمپ اصلی بیاورند.
شرکت Seman Travel Service که معمولا در سازماندهی توری سه روزه به صحرای تاکلامان مشکل دارد هم خواست امسال وارد این تجارت شود. یک روز عصر مدیر این شرکت پیش من آمد و پرسید: مشتریان من برای صعود به موستاق آتا اواخر امشب می رسند. آیا می دانی چه نوع چادری را برای این کوه لازم خواهند داشت؟"
( یادداشت تحریریه : داستان در 54/12 عصر تنظیم شد – تلفات دیگر زیر شامل یک بریتانیایی بود ، نه یک کوه نورد آمریکایی که پیش تر بیان شد.)
چوی جانگ یونگ کره ای 44 ساله در 11 جولای 2007 در ارتفاع 7400 متر مرد.
دو کوه نفر دیگر در تابستان 2007 در موستاق آتا کشته شدند. یک شایعه در مورد باربر مرده خوشبختانه غلط از آب در آمد. بعدا او را در سلامتی کامل در شهر تاشکورگان پیدا کردند.
ارائه اطلاعات توسط :
ژان کوراکس سوئدی ، استفان باکلاند سوئدی ، ماکسیم بوگاتیروف روسی ، دیوید کونگ چینی ، کونگ بائو کون چینی . عکس ها از : ماکس بوگاتیروف